نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 

یاس بوی زندگانی می دهد / بوی ایام جوانی می دهد / یاس در هر جا نوید زندگیست / یاد ایام خوش دلبستگیست / ياس بوی حوض كوثر می دهد

 

یاس آرام پنجشنبه ها جوانه می زند - برداشت از نوشته های این وبلاگ بر اساس تفکرات افراد ، آزاد می باشد . قضاوت نهایی با خالق یاس است

 

a.r.a.m


آغاز بهار

خبر آمد خبری در راه است

متولد 21 خرداد 1355 تهران . فارغ التحصیل دبستان ریاضی ( شهید حسین آسایش ) ، مدرسه راهنمایی علامه مجلسی ، دبیرستان قدس منطقه 11 و رشته مهندسی کشاورزی شاخه زراعت و اصلاح نباتات از دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری . قد 76 / 1 . وزن : متغیر

یاس آرام ، گالری عکس
کسوف . آرش عاشوری
راز نهفته . محمد امین احمدزاده
روزنگار یه معلم - سعید بابایی
حال نامه . حامد تاملی
تی وی ان
ياهو
گوگل
ام اس ان
مثل آبی. مثل دريا
راوی
خورشید خانم - مد لباس
يادداشت های معلم - دکتر محمد کمالی
نهال - ياسی و اميدوار
خيلی دور - خيلی نزديک
آهنگ هستی
عاشق الحسين عليه السلام
حرف های خودمانی
محض یار مهربان
کُنار
پرشين بلاگ
پندار
خانه امید
آسمانی
آبی
قطار
بی تو چه کنم
خيلی دور خيلی نزديک
دايره - علی نعمت
خانوم اجازه !!!!!
مسافر راهی - ياس
پياله
ملودی
مفتون
نقطه عطف - سید محسن افصحی زاده

در اثر اهانت به قرآن دختری مسخ شد

رقاصی در حضور احمدی نژاد

عروسی به سبک ایرانی

آخرین آلبوم ناصر عبدالهی

پاتیناژ در میدان سرخ

راهنمای رستوران های ایران

عکس هایی از مجلس

عکس هایی از دو هنرپیشه ی طنز

عینک های ویدیویی

محبوب ترین رییس جمهور آمریکا

ازدواج تکواندویی

ده ماشین برتر 2006

عکسی از رییس جمهور

Send email to yasearam

آذر ٩٠
آبان ٩٠
شهریور ٩٠
خرداد ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
مهر ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥

 

 


عناوین مطالب وبلاگ

انديشه ی سبز :: ۱۳۸٥/۱٢/٢٤





انديشه ی سبز

 آرام

یا لطیف

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

سلام

اپیزود 1 : متن زیر رو دوست و برادر بزرگتر و عزیزم نصرت اله سیفی برام فرستاده ، عینا براتون نقل می کنم :

یاس آرام

بهاران زیباست

نقش هر پرده ی سبز

رویش شاخه ی یاس

جاری آب زلال

رقص ماهی در آب ...

... همه از منظر ماست

خواهم اندیشه ی بی رنگ و نگاهی بی فام

قلمی بردارد

با حریر قلمش رنگ کند :

آسمان را آبی

دشت را خرم و سبز

در مرایای نگاه

سقف شب بشکافد

چشمه ی نور بخشکاند ،

تیرگی ها را ، از ریشه و بن

آنگه ،

یاس آرام

زمستان هم ، دوست خواهد داشت

گرمی تابستان

تندر و خیز خزان

و بهاران را ...

من هم ، ای یاس آرام عزیز خرسندم

نصرت اله سیفی بیست و یکم اسفند ماه 1385

اپیزود 2 :

غروب 1385 دلم رو بغض گرفته ... آرزومه یه روز لحظه ی سال تحویل کنار یاس باشم ... اونوقت دیگه دلم نمی گیره ... دیگه به جای بغض ، شادی دلم رو می گیره ... تنها به امید رسیدن اون روز و محقق شدن وعده ی تو ، یاس عزیزم ، زنده هستم ... لحظه ی سال تحویل با تو اوج می گیرم ... نشسته ام ... نشسته ام تا تو بیایی ... بیایی و دلم را پر از عطر یاس کنی ...

یاس من ... آرامم ... یاس آرام منی ... یاس آرامم باش ... یاس آرام بمان ...

اپیزود 3 :

ایستگاه جملات

1 بخشودگی اهل گنه در صف محشر / وابسته به یک گردش چشمان حسین است

2 خورشید باش تا اگر خواستی بر کسی نتابی ، نتوانی . ( زرتشت )

برای دیدن عکس ها روی یاس آرام گالری عکس کلیک کنید

یاس آرام

 

یاس آرام

 


لینک به نوشته | ۱۳۸٥/۱٢/٢٤ - a.r.a.m | نظر بدين ()

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٧





 

 آرام

اعوذ بالله من الکرب و بلا

روز جزا می رود خنده کنان در بهشت

هر که به دنیا کند گریه برای حسین

سلام

اپیزود 1 : این الطالب بذ حول الانبیاء و ابناء الانبیاء . این الطالب بدم المقتول بکربلاء .

اپیزود 2 : هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله / ... / یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است / این زن صدایش آشناست ، ای وای من این زینب است

اپیزود 3 :

ظهر عاشورا

اپیزود 4 : حسین جان : صد جام اگر آرند یک بار کند مستم / یک بار نگاه تو صد بار کند مستم ... هم اکنون نیازمند کمک سبزت هستم ... شاید که فردا دیر باشد ! ! !.

  معرفی کتاب   

نام : خرمگس    

نویسنده :  اتل لیلیان وینیچ   

مترجم : خسرو همایون پور    

انتشارات : امیر کبیر    

 خرمگس ( گد فلای ) ، اثر اتل لیلیان وینیچ نویسنده ی انگلیسی ، نخستین بار در سال 1897 در آمریکا و انگلستان به چاپ رسید . مردم بارها این کتاب رو می خوندند و شب ها با مشت های گره کرده بر سر آن می گریستند و صبح ها با دیدگان خونبار ، قلب های مشتعل و آماده ی استقبال از مرگ ، به خاطر آزادی ملت خود ، روز را از سر می گرفتند . در رمان خرمگس ، فعالیت سازمان ( ایتالیای جوان ) طی سالیان 30 تا 40 قرن نوزدهم ترسیم شده است . در آن عصر ، پس از قلع و قمع ارتش ناپلئون ، سراسر ایتالیا به هشت کشور جداگانه تقسیم شد و عملا در اشغال ارتش اتریش بود . رئیس کلیسای کاتولیک ، پاپ رم ، از اشغالگران اتریشی حمایت می کرد . ملت ایتالیا نیز در زیر یوغ دوگانه رنج می برد و ستم می کشید . ژوزف مازینی در 1831 سازمان مخفی ( ایتالیای جوان ) را پایه ریزی کرد .

این کتاب رو 1380 خوندم . کتابی فوق العاده تاثیر گذار با مایه های جنگی ، رمانتیک ، حماسی ، دلهره و ... که با قلمی قوی به رشته ی تحریر در اومده . خوندن این کتاب رو برای بالا بردن معلومات تاریخی و خوندن یک کتاب عالی توصیه می کنم ...

 ایستگاه جملات

1 پیری چه شکستی است که تعمیر ندارد / ویران شود آن خانه که یک پیر ندارد ( فرستنده : میلاد چنگی آشتیانی )

2 دروغگو ، دروغ نمی گوید ، مگر به سبب حقارتی که در نفس خود احساس می کند . ( حضرت محمد ص )

برای دیدن عکس ها روی یاس آرام گالری عکس کلیک کنید


لینک به نوشته | ۱۳۸٥/۱٢/۱٧ - a.r.a.m | نظر بدين ()

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

حسين جان :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٠





حسين جان

آرام

بعونک یا لطیف

ساقی تشنه لب برده سر بر سجود

بر مشامم می رسد بوی یاس کبود

حسین جان ... مهر سوزان ...

 حسین جان

نظری کن بر دل خسته ی من ...

الهی آرزوهات تو گرمای زندگی برسن و کال نمونن ، الهی دست بلند نکرده نقل های  اجابت دعا بریزن رو سرت ، الهی هروقت خدای نکرده بغض کردی آنی بارون بریزه و جای تو بغض آسمون بشکنه تا تو سبک شی . کاشکی یه معجزه بشه و بفهمی چقدر دوستت دارم ... یاس من آرامم ... یاس آرام منی ... یاس آرامم باش ...

معرفی کتاب

نام : پدر بزرگ پیکاسو  

نویسنده : مارینا پیکاسو   

مترجم :  موگه رازانی  

انتشارات : کتاب نادر   

 مارینا پیکاسو نوه ی مشهورترین نقاش قرن بیستم ، پیکاسو ، به ما می گوید ، پدربزرگش در قبال خانواده و نزدیکان ، رفتاری آمیخته با بی عاطفگی و بی رحمی داشت . او از این که خانواده اش در تهیدستی به سر برند ، اندو زده نمی شد ، به آن ها کمک مالی نمی کرد ، نوه هایش را به خانه راه نمی داد ، تا جایی که یکی از آن ها از شدت رنج ، دست به خودکشی زد .

پابلو روییز بلاسکو ای پیکاسو در 25 اکتبر سال 1881 در مالاگای اسپانیا به دنیا آمد . پدرش خوزه روییز بلاسکو ، معلم نقاشی بود و مادرش دونا ماریا پیکاسو ای لوپز نام داشت . پیکاسو تا سال 1901 برای امضا آثارش هم از نام پدر و هم از نام مادر استفاده می کرد ، اما از آن سال به بعد تنها نام مادر را برای خود برگزید . پیکاسوی کمونیست ، و مبتکر سبک های پیشرو نقاشی ، مردی هوس باز که با زن های فراوان معاشرت داشت و بی پروا و هوس بازانه به زنان گرایش داشت . مرد بد اخلاقی که امروز نیست تا در مقابل افشاگری های نوه اش از خود دفاع کند ...

پدر بزرگ پیکاسو ، کتابی تکان دهنده ، عجیب و خواندنی ، که با خوندن اون تصور ما درباره ی زندگی شخصی هنرمندان بزرگ به آسونی در هم می ریزه ...

ایستگاه جملات

وقتی کودک بودم می خواستم دنیا را عوض کنم . در نوجوانی گفتم دنیا بزرگ است ، کشورم را عوض می کنم . در جوانی دیدم کشور بزرگ است ، بهتر است از شهرم شروع کنم . در میانسالی دیدم شهر بزرگ است ، محله ام را می سازم . در بزرگسالی دیدم محله هم بزرگ است ، خانواده ام را درست می کنم . در پیری دیدم خانواده ام بزرگ است ، بهتر است از خودم شروع کنم ... اگر از کودکی از خودم شروع کرده بودم ، اکنون خانواده ام ، محله ، شهر ، کشور و جهان را عوض کرده بودم ... ( فرستنده : مانی نادری )

برای دیدن عکس ها روی یاس آرام گالری عکس کلیک کنید


لینک به نوشته | ۱۳۸٥/۱٢/۱٠ - a.r.a.m | نظر بدين ()

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: ۱۳۸٥/۱٢/۳





 

آرام

بعونک یا لطیف

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم

ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم

از زشتی کردار دگر خسته شدیم

 محتاج دو پیمانه می معرفتیم

یکی می گفت :

قلبم درد می کنه ...

داره می شکنه ...

باورم نمی شه ... اما انگار ...

می گفت : تویی که تو قلبمی ...

کسه دیگه ای جا نداره ...

حالا می گه ...

زندگی باید تنوع داشته باشه ...

محبوب یاس 

این گلیه که از میون هزار تا عکس توجهش رو جلب کرده بود ...

این گل با همه ی گلای دنیا همچنان تقدیم به تو ...

گویند ، لحظه ای است روییدن عشق ...

اما چیزی در مورد از بین رفتنش نگفتن !

شایدم گفتن و ...

یاس من ... آرامم ... یاس آرام منی ... یاس آرامم باش ...

( پاورقی : جایی که دارم کار می کنم رو خودم انتخاب کردم . با عشق کار کردم و می کنم . توی این 12 سال فقط ایراد گرفتن ... آخه کارم هنریه ! هیچ وقت تشویقم نکردن . یه جایی خوندم اگه از هنرمند تعریف کنن پیشرفت نمی کنه ، باید همش ازش ایراد بگیرن تا آثار زیباتری رو خلق کنه ... اما آخه من که هنرمند نیستم ... دلم رو بدجوری اینا هم ، شکوندن ... با یه بهانه ی پوچ ... دیگه دلم به کار نمی ره ... همین روزا با این نامردیایی که داره بهم می شه ... می شکنم ... اگه اخبار ، خبر از شکستن ساقه ای داد یا که از تو خونتون صدای شکستن شاخه درختی رو شنیدین ، بدونین آرام شکسته ... انا لله و انا الیه راجعون )

معرفی کتاب

نام : کیمیاگر  

نویسنده :  پائولو کوئیلو

مترجم : دل آرا قهرمان  

انتشارات : فرزان  

 اولین بار هفت سال پیش تو روزنامه خوندم که پائولو کوئیلو از علاقمندان مولویه . این توجهم رو جلب کرد . بعد دوباره خوندم که بعد از گارسیا مارکز ، آثار کوئیلو از همه پر فروش تره . از روی کنجکاوی رفتم و اولین کتابش رو خریدم ... احتمالا حدس زدین چه اتفاقی افتاد ... دیوونه ی کوئیلو شدم ... یکی پس از دیگر کتاب هاش رو خوندم . نه تنها نوع تفکر کوئیلو که ملیت و ساختار منطقه ای که زندگی می کنه باعث شده تا کتاب های اون به دل اکثر مردم کشورهای جهان سوم و حتی پیشرفته ی دنیا بشینه . کوئیلو خودش یه کیمیاگره ... کتاب کیمیاگر از جمله کتاب های زیبای پائولوست که به دل می شینه . فکر می کنم اکثر شما با نام و آوازه ی کوئیلو آشنایی دارین و لازم به توضیح بیشتر نیست و من تنها برای یادآوری علاقمندانش و برای از خواب بیدار کردن کسایی که تا حالا خواب بودن و آثار اون رو نخوندن این کتاب رو معرفی کردم ... آثار دیگر پائولو کوئیلو رو در پست های بعدی معرفی خواهم کرد ... کیمیاگر رو بخونید ... حتما ...

... اسم او سانتیاگو بود . وقتی به کلیسای ویران و متروک رسید ، شب فرود می آمد . سپیدار همچنان در صندوقخانه ی سابق کلیسا رشد می کرد و هنوز هم ستاره ها را می شد از ورای سقف فرو ریخته تماشا کرد . به خاطر آورد که یک بار با میشهایش شب آرامی را در آن جا گذارنده بود . فقط آن رویا آرامشش را کمی به هم زده  بود . این بار بدون گله آمده بود ، اما یک بیل به همراه آورده بود ...

ایستگاه جملات

1 زندگی سوختن و ساختن است ، زندگی بی مایه فطیر است ! ( فرستنده : مرتضی فرهمند )

2 سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد ، تندیسی زیبا نخواهد شد . از زخم های تیشه خسته نشو که وجودت شایسته ی تندیس است . ( فرستنده : مانی نادری )

3 دل آدما مثل یه جزیره دور افتاده می مونه ، این که کی واسه اولین بار پا به جزیره می زاره مهم نیست ، مهم اون کسیه که هیچ وقت جزیره رو ترک نمی کنه ... ! ( فرستنده : کنار )

4 یه بار از کنار دریا عبور کردی یه عمر امواج برای بوسیدن جای پاهات میان و می رن . ببین جقدر عزیزی ... ( فرستنده : یاس )

5 برای هر چیز زمانی ست ، آغازی و پایانی ، جز لطف او ... ( فرستنده : ناظری )

6 - می رسد بوی گل یاس / از تن مجروح عباس / دیده خون بارد چو الماس ( فرستنده : عباس باستانی )

7 زندگی مثل شطرنج می مونه . اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ، ولی اگه خوب بازی کنی ، همه می خوان شکستت بدن .... !!! ( فرستنده : احمد قاضی نظام )

8 دریا باش ، که اگر سنگ به سویت پرتاب شود ، در تو غرق شود نه آن که تو متلاطم شوی . ( فرستنده : مانی نادری )

9 می دونی دلیل کسوف و خسوف چیه ؟ چون ماه و خورشید برای دیدن تو دعواشون می شه ... ! ( فرستنده : مرتضی فرهمند )

10 پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یه نفر ، یه پازل جدید براش ساختی هنر کردی ... ( فرستنده : احمد قاضی نظام )

ضرب المثل proverb

English  proverb

 Befor you critibize someone reqular walk a mile in his shoes .

معنی فارسی : قبل از آن که از کسی انتقاد کنی با کفش های او یک مایل راه برو .

معادل فارسی : یک سوزن به خود بزن ، یک جوال دوز به دیگران

Donish proverb

 As the virtue in the tree , such is the fruit .

معنی فارسی : درخت نیکو ، ثمره ی نیکو دارد .

تفسیر فارسی : فضیلت و ستودگی حاصل اصالت است .

زیر نظر : ستاره ی سهیل

برای دیدن عکس ها روی یاس آرام گالری عکس کلیک کنید


لینک به نوشته | ۱۳۸٥/۱٢/۳ - a.r.a.m | نظر بدين ()